🌸 پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله وسلم علیه‌السلام فرمودند:

سَتَكُونُ فِتَنٌ يُصبِحُ الرَّجُلُ فيها مُؤمنا و يُمسي كافرا ، إلاّ مَن أحياهُ اللّه تعالى بالعِلمِ .

فتنه‌ها خواهد بود که در اثنای آن، مرد به صبح مؤمن باشد و به شب کافر شود، مگر كسى كه خداوند متعال او را به دانش و آگاهى زنده كرده باشد...
تابلو اعلانات

* کلیه کاربران می توانند با کلیک برروی دریافت تیک سبز و طی نمودن مراحل مربوطه نسبت به تایید حساب کاربری خود اقدام نمایند

* با توجه به راه اندازی تالار سیگنال های معاملاتی لطفا از این پس سیگنال ها و تحلیل های خود را فقط در بخش یاد شده منتشر نمایید بدیهی است انتشار هر گونه سیگنال و یا تحلیل بازار در هر یک از بخش های دیگر انجمن ، توسط مدیران مربوطه حذف خواهد شد.

سخنان ناب

سخنان ناب : احادیث ، روایت از بزرگان ، جملات زیبا و آموزنده به صورت متن ، صوت و فیلم

این تالار اختصاص دارد به انجمن های یادآوری قوانین و مقررات انجمن سیگنالچه
سخنان ناب
قوانین و مقررات انجمن ها
خوش آمد گویی ، پیشنهادات و انتقادات
بحث پیرامون امکانات افزوده شده و نیازمندی ها
آواتار کاربر

sunnymount
کاربر فعال
کاربر فعال
پست ها در این تاپیک: 58
پست: 558
مدت عضویت: 1 سال 10 ماه
Iran
عنوان شغلی: کارمند
تشکر  از دیگران: 33 مورد - مشاهده جزئیات
تشکر: 60 مورد - مشاهده جزئیات
جنسیت:
وضعیت: آفلاین

پست توسط sunnymount »

Ehsan نوشته شده: شنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۳, ۶:۳۵ ب.ظ آیا خداوند ، انسان را خلق کرد ، سپس به خود احسنت گفت و او را روی‌ سیاره زمین قرار داد و بعد رهایش کرد در میان بازارها ؟
ای بندگان من ، هم‌اکنون مسابقه آغاز شد ... بروید و عُمر خود را صرف مسابقات کسب و کار کنید ، فرزندانم تجارتخانه هایتان را گسترش دهید ، تابلو های تبلیغاتی بزرگتری بر سر درد مغازه هایتان بیاویزید تا بهتر دیده شده و سهم بیشتری از بازار را «مالِ خود» کنید ، فلزات رنگی گران قیمتی را برای شما آفریدم ، بخرید و برای روز مبادا در کمد هایتان پنهان کنید ، پول زیاد بدست آورید ، پول ؛ تا در شهربازیِ دنیا بلیط های بیشتری خریداری کنید و سوار دستگاه های مهیج تری بشوید ... این است فلسفه آفرینش شما ... من این چرخ و فلک را برای شما ساختم ‌... منم که میچرخانم . پس بچرخید ... بچرخید ...
اما اگر چنین نباشد چه ؟ اگر این خدانمای زیرک ، غیر از خدای حقیقی باشد چه ؟
اگر هر کدام از ما «وارثانِ نوری » از انوار حضرت حق باشیم و از جانب آن مقام متعال ، در قلب هایمان این گنج باطنی و پنهان قرار گرفته باشد ولی این خدانمای شهربازی ما رو به جست و جوی گنج های بیرونی سرگرم و گرفتار کرده باشد چه ؟ ...

بی آن خدا باشیم تا که خدا یابیم
خدا کند که حالِ دعا یابیم
زندگی در این جهنم بازار کجا
آن کجا که خویشِ کُهن را ز تَن جدا یابیم ...
☀️
بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند بخشنده مهربان

وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ «16»

و ما، آسمان و زمين و آنچه را كه ميان آنهاست براى بازى نيافريديم.

لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ «17»

(و) اگر چنانچه (بر فرض محال) مى‌خواستيم سرگرمى انتخاب كنيم و بازيگر بوديم، هر آينه آن را از پيش خود (و متناسب با خود) انتخاب مى‌كرديم.

قرآن کریم، آیه 16و 17 سوره انبياء.
گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

Link:
BBcode:
HTML:
پنهان کردن لینک های پست
نمایش لینک های پست
آواتار کاربر

Ehsan
کاربر عضو
کاربر عضو
پست ها در این تاپیک: 5
پست: 93
مدت عضویت: 1 سال 8 ماه
Iran
تشکر  از دیگران: 20 مورد - مشاهده جزئیات
تشکر: 13 مورد - مشاهده جزئیات
جنسیت:
وضعیت: آفلاین

پست توسط Ehsan »

شیفته عطر گل و رقص شقایق در باد
شاهد  نیکم و بد می‌نگرم بر اضداد
من نه این عاشق خالص که گَهی اغیارم
گه پر از سابقه ام  حافظه ای پر ز اجداد

میفروشم خود اگر من می‌خری
خود فروشت ای شهان شاهان ٫ سلطان سریر
من چگونه یار خاکی را به دل بنشانمش
گوشه چشمت افضل از صد هزاران دیگری

صد هزاران جستجو گر در فراوانی ضریح
قوم هفتاد و دو ملت در هزارانی حریق
این طلب خود داده را از ما مگردانی دریغ
که به جز عشقت نمی یابد هنرجویت دری

مرا ناخوانده آموخت عشقت شاعری
یا که این خود تویی پشت کلامم حاضری ؟
من نه صرفی از تو دانم و نه نحو
یا رب ارزقنا به جانها ٫ درک الله الناظری...

Link:
BBcode:
HTML:
پنهان کردن لینک های پست
نمایش لینک های پست
آواتار کاربر

sunnymount
کاربر فعال
کاربر فعال
پست ها در این تاپیک: 58
پست: 558
مدت عضویت: 1 سال 10 ماه
Iran
عنوان شغلی: کارمند
تشکر  از دیگران: 33 مورد - مشاهده جزئیات
تشکر: 60 مورد - مشاهده جزئیات
جنسیت:
وضعیت: آفلاین

پست توسط sunnymount »

بسم الله الرحمن الرحیم

نسئلک یا من هو الله الذی لا اله الا هو الرحمن الرحیم الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار.

المتکبر الخالق البارئ المصور الغفار القهار الوهاب الرزاق الفتاح العلیم.

القابض الباسط الخافض الرافع المعز المذل السمیع البصیر الحکم العدل.

اللطیف الخبیر الحلیم العظیم الغفور الشکور العلی الکبیر الحفیظ المقیت.

الحسیب الجلیل الکریم الرقیب المجیب الواسع الحکیم الودود المجید الباعث الشهید.

الحق الوکیل القوی المتین الولی الحمید المحصی المبدئ المعید المحیی الممیت الحی القیوم.

الواجد الماجد الواحد الصمد القادر المقتدر المقدم مؤخر الاول الآخر.

الظاهر الباطن الوالی المتعالی البر التواب المنتقم العفو الرئوف مالک الملک ذوالجلال والاکرام.

المقسط الجامع الغنی مغنی المانع الضار النافع النور الهادی البدیع الباقی.

الوارث الرشید الصبور الذی لیس کمثله شئ و هوالسمیع البصیر.

اللهم صلی افضل صلاه علی اسعد مخلوقاتک سیدنا محمد و علی اله و صحبه و سلم عدد معلوماتک و مداد کلماتک کلما ذکرک الذاکرون و غفل عن ذکره الغافلون.
گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

Link:
BBcode:
HTML:
پنهان کردن لینک های پست
نمایش لینک های پست
آواتار کاربر

sunnymount
کاربر فعال
کاربر فعال
پست ها در این تاپیک: 58
پست: 558
مدت عضویت: 1 سال 10 ماه
Iran
عنوان شغلی: کارمند
تشکر  از دیگران: 33 مورد - مشاهده جزئیات
تشکر: 60 مورد - مشاهده جزئیات
جنسیت:
وضعیت: آفلاین

پست توسط sunnymount »

یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم

زیرا که توی کارم زیرا که توی بارم

از قند تو می نوشم با پند تو می کوشم

من صید جگرخسته تو شیر جگرخوارم

جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست

سوگند بدین یک جان کز غیر تو بیزارم

از باغ جمال تو یک بند گیاهم من

وز خلعت وصل تو یک پاره کلهوارم

بر گرد تو این عالم خار سر دیوار است

بر بوی گل وصلت خاری است که می خارم

چون خار چنین باشد گلزار تو چون باشد

ای خورده و ای برده اسرار تو اسرارم

خورشید بود مه را بر چرخ حریف ای جان

دانم که بنگذاری در مجلس اغیارم

رفتم بر درویشی گفتا که خدا یارت

گویی به دعای او شد چون تو شهی یارم

دیدم همه عالم را نقش در گرمابه

ای برده تو دستارم هم سوی تو دست آرم

هر جنس سوی جنسش زنجیر همی‌درد

من جنس کیم کاین جا در دام گرفتارم

گرد دل من جانا دزدیده همی‌گردی

دانم که چه می جویی ای دلبر عیارم

در زیر قبا جانا شمعی پنهان داری

خواهی که زنی آتش در خرمن و انبارم

ای گلشن و گلزارم وی صحت بیمارم

ای یوسف دیدارم وی رونق بازارم

تو گرد دلم گردان من گرد درت گردان

در دست تو در گردش سرگشته چو پرگارم

در شادی روی تو گر قصه غم گویم

گر غم بخورد خونم والله که سزاوارم

بر ضرب دف حکمت این خلق همی‌رقصند

بی‌پرده تو رقصد یک پرده نپندارم

آواز دفت پنهان وین رقص جهان پیدا

پنهان بود این خارش هر جای که می خارم

خامش کنم از غیرت زیرا ز نبات تو

ابر شکرافشانم جز قند نمی‌بارم

در آبم و در خاکم در آتش و در بادم

این چار بگرد من اما نه از این چارم

گه ترکم و گه هندو گه رومی و گه زنگی

از نقش تو است ای جان اقرارم و انکارم

تبریز دل و جانم با شمس حق است این جا

هر چند به تن اکنون تصدیع نمی‌آرم

حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی "رومی"
گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

Link:
BBcode:
HTML:
پنهان کردن لینک های پست
نمایش لینک های پست
آواتار کاربر

sunnymount
کاربر فعال
کاربر فعال
پست ها در این تاپیک: 58
پست: 558
مدت عضویت: 1 سال 10 ماه
Iran
عنوان شغلی: کارمند
تشکر  از دیگران: 33 مورد - مشاهده جزئیات
تشکر: 60 مورد - مشاهده جزئیات
جنسیت:
وضعیت: آفلاین

پست توسط sunnymount »

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم

همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

تو زن و جفت نداری تو خور و خفت نداری

احد بی زن و جفتی ملک کامروایی

نه نیازت به ولادت نه به فرزندت حاجت

تو جلیل الجبروتی تو نصیر الامرایی

تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی

تو نمایندهٔ فضلی تو سزاوار ثنایی

بری از رنج و گدازی بری از درد و نیازی

بری از بیم و امیدی بری از چون و چرایی

بری از خوردن و خفتن بری از شرک و شبیهی

بری از صورت و رنگی بری از عیب و خطایی

نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی

نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

نبد این خلق و تو بودی نبود خلق و تو باشی

نه بجنبی نه بگردی نه بکاهی نه فزایی

همه عزی و جلالی همه علمی و یقینی

همه نوری و سروری همه جودی و جزایی

همه غیبی تو بدانی همه عیبی تو بپوشی

همه بیشی تو بکاهی همه کمی تو فزایی

احد لیس کمثله صمد لیس له ضد

لمن الملک تو گویی که مر آن را تو سزایی

لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید

مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

جناب ابوالمجد مجدود بن آدم."سنایی"
گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

Link:
BBcode:
HTML:
پنهان کردن لینک های پست
نمایش لینک های پست
آواتار کاربر

sunnymount
کاربر فعال
کاربر فعال
پست ها در این تاپیک: 58
پست: 558
مدت عضویت: 1 سال 10 ماه
Iran
عنوان شغلی: کارمند
تشکر  از دیگران: 33 مورد - مشاهده جزئیات
تشکر: 60 مورد - مشاهده جزئیات
جنسیت:
وضعیت: آفلاین

پست توسط sunnymount »

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه و مهربانی‌اش همیشگی است

إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ﴿١﴾

ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم. (۱)

وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ ﴿٢﴾

تو چه می دانی شب قدر چیست؟ (۲)

لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿٣﴾

شب قدر، بهتر از هزار ماه است. (۳)

تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ ﴿٤﴾

فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای [تقدیر و تنظیم] هر کاری نازل می شوند. (۴)

سَلَامٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴿٥﴾

این شب تا برآمدن سپیده دم [سراسر] سلام و رحمت است. (۵)

صدق الله العلي العظيم.
گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

Link:
BBcode:
HTML:
پنهان کردن لینک های پست
نمایش لینک های پست
ارسال پست